الشيخ عباس القمي

203

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

و در كنار آن دختر چهار ساله نهادند . پرسيد : اين چيست ؟ ملاعين گفت : سر پدر توست . آن دختر بترسيد و فرياد برآورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسليم كرد . و هم از حاويه ( ص 381 ) در باب « مرگ يزيد » نقل كرده كه ، روزى بر بام ، مست رقص مىكرد و از بام بيفتاد و مست به دوزخ رسيد . و هم گفته كه ، جمعى گويند كه ، به صيد رفت با لشكر ، آهويى به پيش او آمد به عقب آن آهو رفت حق تعالى خطاب به زمين كرد تا او را فروبرد ، « فخسفنابه و بداره الأرض » و گويند كه ، چون خلق برص او را معلوم كردند غوغا نمودند بر سر آن لعين ، او گريخت به چاه نجاست فروشد مردمان سر آن چاه را بگرفتند و آن چاه در دمشق مشهور است . و بالجمله : فوايد بسيار از كتاب كامل بهائى به دست مىآيد و من دوست مىدارم كه به اين مقدار اكتفا ننمايم و به بعض فوايد ديگر اشاره نمايم . در باب « شهادت امام حسن عليه السّلام » ( ص 454 ) مكرر زهر دادن جعده امام حسن عليه السّلام را بيان كرده : يك دفعه در انگبين سفيد و آن جناب را درد زهار پديد آمد و قى بسيار كرد و مداوا نمود خود را به شير جوشانيده ؛ دفعهء ديگر زهر در شربت آن جناب نمودند استشفا نمود آن حضرت به خاك روضهء رسول صلّى الله عليه و إله و سلّم ؛ دفعهء ديگر جعده در رطب زهر كرد و به آن حضرت خورانيد آن جناب به جهت تغيير آب و هوا به موصل رفت و معاويه صوفى كورى را چند دينار بداد با عصاى سنان زهرآلود . آن لعين به خدمت آن حضرت آمد و به بهانهء آن‌كه دست آن جناب ببوسد سنان به پشت پاى او فرود برد و چندان‌كه قوت داشت زور كرد و مردم خواستند كه صوفى را بكشند آن حضرت نگذاشت و از آن‌جا بيرون رفت و قصد دمشق كرد . عبد الله بن عباس گفت : در راه گردن او بزنند « 1 » . و هم نقل كرده كيفيت داخل كردن جعده سودهء الماس را در كوزهء جناب امام حسن عليه السّلام و شهادت آن جناب به آن . صلوات الله عليه « 2 » . و هم در فصل 160 بعد از شهادت امام حسن عليه السّلام نقل كرده : كيفيت كشتن معاويه

--> ( 1 ) . همان ، ص 266 و 267 ( 2 ) . همان ، ص 268